نمیدونم چرا همش علامت سوال می بینم، همش علامت سوال ولی جوابیه یا رد کردن اصلا، شاید اینم یجور جنگ روانیه یعنی اوضاع رو اونقدر بد جلوه داد و به آسمون و زمین تهمت و بد و بیراه گفت که حتی طرف نه تنها تو وجود زمین و آسمون بلکه حتی تو وجود خوش هم شک کنه و در آخر کار با خودش بگه اصلا من هستم، اصلا من وجود دارم، اگر هستم چیم، آدمم، شیئم یا اینکه ...، اگر آدمم اصلا میفهمم یا اینکه مثل خیلی از آدمای این دور و زمونه فقط آدمم و چیزی نمیفهمم، ببینم اصلا در وجود آدم چیزی به نام فهم و درک وجود داره، مبنای فکری من چیه، نکن دنیا اینجوری که من فکر میکنم نیست، اصلا نکن دنیایی در کار نیست، فقط منم و آدمای دیگه، و بالاخره آدم اونقدر تو این چیزا گیر کنه که هر فکر و راه حلی رو که بزارن جلوش قبول کن و اون با صدای بلند از روی دست نوشته های خودش!!! بخونه.
ولی یه نکته بارز و جالب برای من این وسط اتهاماتی هستش که این مجرمین یا محکومین سیاسی به شخصیتهایی میزنن که تا حالا و در زمانهای نه چندان دور جزء ارکان نظام جمهوری اسلامی بودند و همگی از شخصتهای درجه اول نظام بودن، نمیدونم شاید دولت اقتدار گرای جناب احمدی نژاد این نمایش بزرگ رو برای نشان دادن قدرت خود به مردم و حتی جهانیان ترتیب داده باشه ولی من مطمئنم که در این نمایش بزرگ اون چیزی که به عنوان مولفه بزرگتر و تاثیر گذار تر از نمایش قدرت جناح اصولگرا به چشم میاد بی اعتمادی ملت ایران به شخصیتهای درجه اول نظام هستش که به عنوان اصلی ترین ذخیره و پشتوانه هر حکومت مردمی به حساب میاد و این از بین رفتن اعتماد و ایجاد جریان بی اعتمادی در بین مردم سرآغاز و تسهیل کننده بی پشتوانگی دولت و نظام خواهد بود که عواقب اون برای هر نظامی بسیار نامطلوب و تهدید کننده خواهد بود. این حداقل سوالی هستش که آقایان اقتدارگرا میتونن از خودشون بپرسن: عاقبت این همه بی اعتمادی چه خواهد شد؟
شاید بشر در سالهایی به سر میبره که باید شاهد عمق حماقت و نادانی انسانهایی باشه که برای ماندن در راس هرم قدرت به هر خفت و خواری تن در میدن، بله آقای احمدی نژاد من مطمئنم که احمقها به بهشت نمیروند!!!