سلام رهبرم، امیدوارم که حالتان خوب باشد. از احوالات من اگر بپرسید بعد از دیدن صحنه های کتک خوردن هموطنانم و جان دادن دختری جوان در پیش چشم این همه انسان در خیابانهای تهران زیاد احوال خوبی ندارم و کاملا ناباورانه و با بهت و حیرت به وقایع در حال اتفاق کشورم نگاه میکنم.
راستی من این روزها بیشتر تلویزیون نگاه میکنم یا به اینترنت پناه می برم برای بیشتر دانستن در مورد مسائل مملکتم. البته نمی دانم چرا این روزها تلویزیونها همگی قطع شده اند شما چطور؟ نمی دانم تلویزیون بیت شما نیز قطع شده است یا نه؟ من صبح تا شب خدا خدا می کردم که شما تلویزیونتان قطع نشده باشد شاید ببینید ندا آقا سلطان در خیابانهای تهران با چشمان باز جان داد. انگار به آسمان نگاه می کرد نمیدانم شاید بهشت را می دید؟!؟! یا اینکه منتظر بود کسی به او بگوید به کدامین گناه در خون خود غلتیده است. رهبرم شاید در لحظات جان دادن ندا به شما هم فکر می کرد که مبادا از دیدن لحظات جان دادنش قلبتان جریحه دار شود و ناراحت شوید.
رهبرم این روزها در شهر ما عده ای بر مچ دستشان پارچه سبز بسته اند و آن را با افتخار به یکدیگر نشان می دهند نمی دانم شما دیده اید یا نه؟ یک جور برق خاصی در چشمان جوانان ایرانی موج می زند انگار به دنیایی سبز می اندیشند ولی عده ای به آنها بد نگاه می کنند من نمی دانم شاید رنگ سبز مفسده ای دارد یا اینکه جدیدا پرچم آمریکا، انگلیس یا اسرائیل را سبز کرده اند چون دیدم که نیرو های ضد شورش افرادی را که نشانی از این افراد سبزر پوش داشتند می زدند و آنها را عامل بیگانگان می دانستند.
من این روزها خیلی ناراحتم چون دیدم یک نفر با باطوم دختری را در خیابانهای کشورم می زد خدا کند شما ندیده باشید!؟!؟ من که خیلی دردم گرفت او را می زدند ولی بدن من درد می کرد. یک دختر آن هم بدون هیچ سلاحی چه گرم و چه سرد مگر چه آسیبی به اسلام می توانست برساند که باید اینگونه کتک می خورد. نمی دانم شاید زبانش، تفکرش و عقیده اش خطرناک تر از سلاح باشد. البته آن سرباز نمی دانست که زنان در ایران از چه حرمت و کرامتی برخوردارند که اینگونه با باطوم بر او ضربه می زد، من مطمئنم او نمی دانست که شما با دیدن این صحنه ها ناراحت می شوید، نمیدانم اصلا شاید او ایرانی نبود که این چیزها را نمی دانست؟!؟!
رهبرم این روزها بچه های خودی هم خودسر شده اند، نمی دانم می دانید یا نه؟ بر روی مردم بی سلاح آتش می گشایند و آنها را می کشند. راستی من از شما یک سوال مهم هم دارم : می شود برای من بگویید این نیروهای خودسر چه افرادی هستند که هر وقت می خواهند می آیند و می زنند و می کشند؟ یادم هست در حادثه کوی دانشگاه سال 76 نیز این افراد نامشان بر سر زبانها بود، من می دانم که شما هم از دستشان دلتان خون است. ای کاش کسی پیدا می شد و از این افراد خواهش می کرد فقط هموطنانمان را بزنند و اموالشان را تخریب کنند ولی به آنها اجازه زنده بودن بدهند و جانشان را نگیرند!!!
دیگه باید برم، از تو خیابون صدای فریاد می یاد. شاید یه ندای دیگه داره با چشمای باز به آسمون نگاه می کنه و جون میده، راستی رهبرم، تو بیت شما هم صدای مردم میاد؟؟؟