تبليغاتX
بالاخره ما می پریم ... - آقای ضرغامی این تلویزیون، مال ماست...

انتخاباتی در ایران برگزار شد، چهار نامزد آمدند، هر کدام با دغدغه ای و برنامه ای، به نظر میامد همه چیز مرتب تر از قبل است، شور و شوق خاصی بین مردم و خصوصا جوانان موج می زد، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونمان.

همه چیز از زمانی شروع شد که مناظرات تلویزیونی در سیمای ایران کلید خورد، شب اول نه ولی در مناظره دوم همه چیز به هم ریخت، نه اوضاع آنقدر هم که باید خوب نبود، موج تهمتها، تخریبها، ارائه آمارهای متناقض، بی حرمتیها و درنهایت بی اعتمادی مردم، همه منتظر روزهای بعدی بودند برای تکمیل نادانسته های خود در مورد وقایع جاری مملکتشان، اکثر مردم با خود می گفتند در مملکت ما چه خبرهایی بوده و ما بی خبریم، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونمان.

روزنه امیدی باز شده بود، همه فکر می کردند ظرفیتی برای شنیدن صدای مخالف ایجاد شده است، حرفهایی که تا کنون فقط  درگوشی بیان می شد حالا با صدای درشت و رسا در تلویزیون فریاد زده می شد، یکی صحبت از مال نامشروع می کرد، آن یکی از سیصد میلیون تومان و خانه فلان متری حرف می زد، یکی هم می گفت یک میلیارد دلار را گم نکرده است، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونمان.

جامعه ملتهب بود، هر شب تجمع در حمایت از نامزدی خاص، یکی رنگش سبز بود، آن یکی سفید، دیگری ژنرال لقب گرفته بود و آخری قرمز را برگزیده بود، همه چیز بیانگر انتخاباتی حساس و پر مخاطب بود، همه اجازه صحبت داشتند، در مورد هر چه می خواستند گپ می زدند جز نامزد غائب!!! تازه کار به وقت اضافه هم کشید و برخی ها از فرصت استفاده کرده و گل طلایی را در وقتهای اضافه به رقیبان خود زدند، همه منتظر بروز تحولی شگرف در اوضاع کشور بودند حتی خارجیها، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونمان.

بالاخره 22 خرداد 88 از راه رسید، صدای قلب مردم به وضوح شنیده می شد، انگار همه تپش قلب داشتند، تصاویر تلویزیونی حکایت از مشارکت مافوق تصوری مردم و خصوصا جوانان در پای صندوقها می داد،  ظهر شد، شب شد، و بالاخره اتمام فرصت رای گیری اعلام شد، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونمان.

نیمه های شب آمارها به تدریج توسط سیمای ایران اعلام شد، صبح شد، تعداد رای نامزدها با یک روال و فاصله خاص از یکدیگر بالا می رفت، هنوز ساعات زیادی از اعلام نتیجه اولیه آرا نگذشته بود که رهبر ایران و رئیس شورای نگهبان درستی انتخابات و حضور بالای مردم را تبریک گفتند، نامزدهای معترض حرف برای گفتن داشتند ولی حتی به اندازه سهم آنها از رای مردم هم وقت برای صحبت به آنان داده نشد، همه تلویزیون به صاحبش تعلق گرفت و فقط یک نامزد که حالا پیروز انتخابات هم شده بود حق حرف زدن داشت، من و تو هم بودیم با چشمان گرد پشت ویترین تلویزیونی که حالا دیگر به ما تعلق نداشت ...

 

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت   توسط رها مسافر  |